نویسنده : MASTERCHIEF

نوشته شده در : یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸

نقد و برسی فیلم«قصر شیرین»

معرفی فیلم«قصر شیرین»

اولین سوال این است که ایا میرکریمی توانسته در فیلم سازی ۳ الی ۴ ساله خود با «قصر شیرین»
به دوران اوجش برگردد؟

برای جواب دادن به این سوال شاید یک نگاه به جوایز بهترین فیلمنامه و بهترین موسیقی متن از جشنواره فیلم فجر و بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره شانگهای تا حدودی قانعمان کند اما واقعا فیلم یک موفقیت بزرگ در کارنامه سید رضا میرکرمی محسوب میشود یا خیر؟

با سینما ریپورت همراه باشید تا دقیق تر به برسی اثر جدید میرکرمی، که در کارنامه خود اثار بسیار درخشانی دارد، یعنی  «قصر شیرین» بپردازیم.

عنصری که التهاب را نسبت به فیلم میرکرمی بالا میبرد این است که «دختر» و «امروز» دو فیلم بد در کارنامه او به حساب می ایند و میرکرمی شانس این را در این فیلم برای بازیابی و به دوران رسیدن خود دارد ولی از دستش می دهد!

فیلم درباره رابطه پدر با فرزندانش است. براساس همین داستان فیلم بیشتر وقت روی شخصیت پردازی و لحظه سازی برای یک موقعیت احساسی تمرکز دارد.

«قصر شیرین» اصلا درام ارامی نیست!

در لحظات درگیری اوج تعلیق با میزان سن حساب شده میخکوب می شود و از یک طرف هم خبری از خشونت های اضافی فیلم های به ظاهر اجتماعی و اشفتگی های روانی بدون سر انجام نیست. با این تفاسیر می توان برداشت کرد فیلم کاملا خانوادگی است هم به اهمیت خانواده در جامعه می پردازد.

اولین چیز که موجب جذب شدن ما به سینما می شود نام اثر است. اسم در فیلم به ان صورت سینمایی نمی شود انگار در فیلم حضور ندارد
سهم مهمی از فیلم را دو شخصیت کودک یعنی: سارا و علی برای خود میگیرند نشان دادن تمامی مسال مربوط به کودکان به خوبی و با دقت به نمایش در می اید.
یک سوم اول فیلم صرف نشانه گذاری و نماد ها و مقدمه چینی می شود که انگار قوانین کلایسک فیلم های جاده ایی را ارتقا ببخشد یا از طرفی حفره نبود شخصیت که موجب همزاد پنداری روایت بهتر قصه می شود را پر کند. از لحاظی هم مانند فیلم امروز است که در دقیقه ۳۰ نام فیلم برو روی صفحه می اید در قصر شیرین هم مامنتطریم که شروع شود خب با وجود ادامه فیلم صبرمان لبریز نمی شود.

حتی پوستر قصرشیرین نیز با دو اثر دیگر میرکریمی یعنی امرو و دختر تفاوت بسیاری دارد که خبر ارفع زبان گنگ او در نقد به جامعه میدهد.

فیلم در نشان دادن روابط پایش را از «دختر» جلو تر می گذارد چرا که با دو شخصیت کودک سر کار داریم که هردو با هم کلی تفاوت دارند و این تفاوت مانع همکاری نکردنشان بایکدیگر نمی شود. علی و سارا یکی از قابل لمس و پذیرفتنی ترین شخصیت های کودک سینما هستند کاملا در این درام اجتماعی بزرگسال جا افتاده اند.
حامد بهدادی دقیق کنترل شده که یک سوپرایز طلقی می شود بسیار در نقش جلال جا افتاده و هیچ کمی و کسری ندارد.

فیلم با داستانی ساده حرف های اجتماعی درون خود جای داده است. پرمدعا نیست.

چیزی که این فیلم را کمی منحصر به فرد تر می کند شخصیت مادر غایب در فیلم است که این روز ها بیشتر پدر در خانواده می لنگد جایش خالی است ولی در این اثر اوضاع کاملا فرق می کند.

با شروع اولین نما بازی بچه های مهد کودک هیچ دلهره ایی به دلمان راه نمیدهیم و چیزی نمیرسد که با مواجه شدن با جلال اوضاع کاملا برعکس می شود. مهم ترین عنصر زیبایی موجود درفیلم است که روح سینما را به تصویر می کشد.

جاده های بکر که چشمانمان را نوازش میدهند!

لانگ شات ها و نماهایی که چشم انداز وسعی را از پالایشگاه های خوزستان در دختر تحویلمان میداد( با توجه به بی مورد بودن و خارج از فرم بودنشان) در قصر شیرین جای خود را به نما های منطقی تر میدهد که بینده را به شگفتی بر روی صندلیش وامیدارد. که اصلا یک لحظه احساس هدر رفتن وقت را نمی کنید هر چه جلوتر می رود ماراهم به دنبال خود می کشاند.

همین نماهای گسترده در مقابل نماهای داخل ماشین جذابین بصری را برای مخاطب دو چندان کرده و همچنان منطق تصویرسازیش را حفظ می کند رویایی را به ما نشان میدهد که روحش را بچه ها و حرکت ماشین را پدر به وجود می اورد در کنار هم به جز زیبایی مرز رویاهای کودکانه و درگیری های جلال در فیلم بهمهم ریخته و این اوج لذت را تدایی می کند تصویر هوایی که با موزیک همراه می شود عالی از اب در می اید !

و اما یکی از نقاط ضعف بزرگ رابطه جلال با زنش بیشتر از اینکه پرداخته شود به عهده مخاطب رها می شود ما اصلا نمیفهمیم که چطور همچین فرشته ایی در زندگی او حضور داشته است. اضافه شدن همسر جدید جلال یعنی (نجمه) نگاه انسانی به او نمی شود. انگار او فقط برای کاتالیزور برای جلال حضور دارد که عصبانیش کند از مادر بچه ها بپرسد روند داستان را کمی سرعت ببخشد و در حضورش واکنش های جذاب و زیادی به چشم میخورد اما به سرعت در فراموش می شود نه تنها فراموش بلکه با توجه به کاربرد بی مورد ان در داستان قربانی میشود!

چیزی که واقعا مخاطب را ازار میدهد روند قطره چکانی داستان است داستانی که روایتش را از سه سال پیش شروع کرده و بدون مقدمه کارامد سراغ ان میرود و تا اخر هم پا فشاری بر داستانش می کند و در اخر هم نمی تواند نیتجه گیری درستی از ان بکند!

بیایم کمی در مورد سینمای میرکریمی حرف بزنیم از حرف ها او می توان برداشت که او در سینمایش زندگی می کند و شاید همین جریان زندگی در سینمای میرکریمی است که باعث پرداخت ان به جزییات می شود.( این جزییات حتی در انتخاب ترک پایانی هم کاملا به چشم میخورد) نکات و ریز کاری های فیلنامه نویسی که در فیلم های «دختر» و «امروز» شاهدش بودیم به چشم میخورد به همراه نشانه گذاری ها که بعضا عالی از اب در می ایند ولی نمی تواند بار نبود همزاد پنداری با شخصیت و تحمل کردن داستانی غیر مسنجم را به دوش بکشند و فقط موجب تنش های احساسی می شوند.

باپایانی که از «دختر» به یاد داریم و ان صحنه پایانی و شک برانگیز اینبار به صورت کاربردی تر مورد استفاده قرار میگیرد می توان گفت به عنوان یک استعاره قدرتمند برای نتیجه و پایانی ضعیف،

ساخته جدید میرکریمی بیشتر از انکه بخواهد شخصیت های داستانش را تغییر دهد و به زبان تصویر نشان دهدسعی در تاثیر گذاری برمخاطب داخل سالن دارد که در این کارهم شکست میخورد!

نشست عوامل قصر شیرین در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

سید رضا میرکرمی

 

در اخر هم میخواستم ادای دینی داشته باشم به استاد سینما جان فورد:

وقتی خبرنگاران از مناظر و نما های زیبای فیلم دلیجان از او سوال کردند اون یک پاسخ داد:

در مورد مناظر از خدا تشکر کنید.

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of